
از بس که براى دیدنت بد شدهام
در راه رسیدنم به تو سد شدهام
رسوا نکنى مرا میان مردم
عمرىست به عشق تو زبانزد شدهام
تا چند نشینى که سلیمان آید
از گوشه شب صبح درخشان آید
او آمده است پیش پایش هستیم
اى کاش! به چشم تنگ موران آید
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 22:20  توسط نیلوفر
|
قبل از آن كه وارد بحث شویم و دربارهی آموزههای این شخصیت ممتاز چیزی بنویسیم پیشتر به اندازه فهم خودمان در خصوص شناخت سرور آزادگان و سالار شهیدان مطالبی را به عنوان مقدمه ذكر میكنیم:
1ـ در این كه تمام امامان معصوم از مولی الموحّدین گرفته تا حضرت مهدی كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند از یك نور آفریده شدهاند و همه از حقیقت محمّدیهاند، در میان مذهب امامیّه حرف و كلامی نیست بنابراین، در تفاضل و برتر بودن بعضی از بعض دیگر از نظر اصل خلقت و آفرینش میانشان تفاوتی وجود ندارد و همهی آنها از انوار الهیّه و از نور محمّدیهاند و در تمام مراتب كمالات و معنویّت مساویند؛ یعنی هر كمال و فضیلتی را كه برای هركدام ثابت كردیم برای سایر امامان، مقرّر و ثابت است و اگر این طور نبوده باشد نقص در امام و امامت لازم خواهد آمد و این، عقلاً باطل است.
2ـ در طول زندگی برای بعضی از معصومین، فرصت و موقعیّتی پیش آمد كه برای اكثرشان آن فرصت و موقعیّت پیش نیامده بود لذا بسیاری از امامان، نتوانستند از آن فرصتها و موقعیّتها استفاده کنند؛ مثلاً در برههای از زمان در اثر اختلافات شدید بنیعباس با بنی امیه و در آخر كار سقوط دولت و حكومت بنی امیه و روی كار آمدن بنیعباس امام صادق (ع) توانستند به خوبی از فرصت استفاده كنند و مجالس علمی و فقهی تشكیل دهند و در نتیجه با تعلیم و تربیت بیش از چهار هزار دانشمند توانستند اسلام راستین و مذهب تشیّع را تبیین و به جامعه اسلامی معرفی نمایند. در حالی كه همین امام(ع) در اواخر عمر خود در فشار حكومت ظالمانه بنیعباس بودند و بالاخره بهدست منصور به شهادت رسیدند.
حالا اگر گفتیم امام جعفر صادق (ع) رئیس مذهب تشیع و زنده كننده اسلام راستین است بدان معنا و مفهوم نیست كه امامان دیگر قابلیّت این كار را نداشته و از این عمل عاجز بودهاند، زیرا این فكر و منطق غلط بوده و مسئله امامت و پیشوایی بالاتر از این حرفها است. یا حضرت سیدالشهدا (ع) قیام نمود و آن صحنهی محیّر العقول را در جهان بشریّت برای حفظ كیان اسلام و ابقای دین به وجود آورد كه دیگر از امامان چنین عملی را به وجود نیاوردند، حال نباید گفت كه مثلاًحضرت امام حسن مجتبی(ع) از این اقدام تكویناً عاجز بوده است و حال آن كه با مطالعهی تاریخ زندگی این دو برادر روشن خواهد شد كه قیام و انقلاب حضرت امام حسین(ع) اوّلاً حسنیّه و ثانیاً حسینیّهی بوده است.
ویژگیهای حضرت امام حسین(ع)
1ـ خداوند متعال برای حضرت امام حسین (ع) یك حساب جداگانهای باز كرده كه برای احدی از انبیاء و امامان معصوم، چنین حسابی باز ننموده است.
چرا و برای چه حضرت امام حسین(ع) برندهی جایزهی ممتاز است؟! پاسخ این سؤال با مراجعه به تاریخ پر افتخار این وجود نازنین بلكه قبل از ولادتش روشن خواهد شد.
حضرت امام حسین(ع) نه تنها در قلوب شیعیان خود نفوذ كرد بلكه فرق غیراسلامی نیز او را انسانی آزاد و آزاده شناخته و برای آن سرور آزادگان امتیازات خاصی را قائلند. اینك ما در این جا گفتار و معتقدات بعضی از دانشمندان و مورخان غیر اسلامی را نقل نموده و ذكر میكنیم:
ع.ل.پوید مینویسد:
درس امام حسین(ع) این است كه در دنیا اصول ابدی عدالت و رحم و محبت وجود دارد كه تغییر ناپذیرند و همچنین میرساند كه هرگاه بدی مقاومتكند و بشر در راه آن پافشاری نماید آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند. در طی قرون افراد همیشه جرأت و پر دلی و عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشتهاند و در اثر همینهاست كه آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمیشود. این بود شهامت و این بود عظمتِ حسین(ع) و من مسرورم كه در چنین روزی با كسانی كه این فداكاری را از جان و دل ثناء میگویند شركت كردهام. هرچند كه یك هزار و سیصد سال از تاریخ آن میگذرد.
اپرونیك مورخ مشهور امریكایی از واشنگتن مینویسد:
برای امام حسین(ع) ممكن بود كه زندگی خود را با تسلیم شدن به ارادهی یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوایی و نهضت بخش اسلام، اجازه نمیداد كه او یزید را به عنوان خلیفهی مسلمین بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و پافشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روی ریگهای تفتیده روح حسین فنا ناپذیر برپاست. ای پهلوان وای نمونهی شجاعت و ای شهسوار من ای حسین!
.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 21:6  توسط نیلوفر
|
ارزش واقعی انسان به چیست؟
(این کلام از جناب علامه جعفری نقل به مضمون است)
علامه محمد تقی جعفری (رحمهالله علیه) میفرمودند:عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانهی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست.هر کدام از جامعه شناسها صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسها صحبتهای مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیهالسلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازهی چیزی است که دوست میدارد».وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .حضرت علامه در ادامه میفرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش میآید؟ در واقع میفهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می شود. ثار الله اضافه ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 0:39  توسط نیلوفر
|
باید شهادت دهیم كه تو آمر به معروف و ناهی از منكر بودی.
این چه شهادتی است كه مظلومیت تو در آن موج میزند!
مگر نه تو خود نماز مجسم بودی؟
مگر نه نماز در دستهای تو قامت میبست؟
مگر نه قیام و قعود جهان، چشم و گوش به مكبر مژگان تو دوخته بود؟
مگر نه سجود، تموج دل دریایی تو بود؟
مگر نه معروف، رضای تو بود و منكر، خشم و غضب تو؟
مگر نه شما جایی میان خالق و مخلوق بودید و واسطه فیض؟
«نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم» مگر كلام شما نبود؟
پس چیست راز اینگونه سلام گفتن بر تو؟ راز شهادت به اقامه نماز تو و ایتای زكات تو؟ راز شهادت به عبادت تو، تا رسیدن به سرمنزل یقین؟
توان برگرفتن این مُهر، توان گشودن این راز در درستهای ما نیست.
اما پیداست هم كه این راز، تنها راز تو نیست؛ راز پدران توست و راز فرزندان تو.
سرچشمه این راز زلال، در محراب مظلومیت علی است (علیهالسلام)؛ آنجا كه شهادتش در محراب، مردم مرعوب و گنگ را به تعجب وامیدارد كه مگر علی نماز میخواند؟
و این راز از جنس همان رازی است كه با جگر سوخته امام حسن (ع) به طشت میریزد، اما هیچ دلی نمیلرزد و هیچ اشكی نمیریزد.
و این راز از سنخ همان رازی است كه وقتی عشق رسولالله (ص) بر سرنیزهها، خارجی معرفی میشود، هجوم بیرحمانه سنگ از بامهای جهالت و كنگرههای قساوت، بر هویت خورشید تكرار میگردد.
و این همان رازی است كه در گریههای سجاد(ع) موج میزند.
و این همان رازی است كه امام باقرِ(ع) جوان را بی هیچ دغدغه واكنشی، از میان مردم میرباید.
و این همان رازی است كه همه عمر صادق آل محمد را به محو گذشتههای محرف و غبارآلوده صرف میكند.
و این همان رازی است كه بر جنازه ستم كشیده امام صابر(ع)- امام کاظم- فریاد میكند: «هذا امام الرفضه». دشمن چه كرده است با شما آلالله؟ چه تصویری از شما در ذهن عالمیان كشیده است كه ما شیعیان هم از ورای صدها سال، باید به نماز خواندن و زكات دادن شما گواهی دهیم؟
این است كه در زمان ولادت تو هم كه ولادت عشق است و تجلی اسمای حسنای خداوند بر زمین، اشك چشمهایمان خشك نمیشود و سنگینی غم جانمان كاستی نمیپذیرد.
خدا ظهور قائمتان را نزدیك فرماید تا این زخم كهنه چند ساله را مرهم و درمانی جانانه باشد.
آمین.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 20:37  توسط نیلوفر
|
من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس . کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 20:25  توسط نیلوفر
|

السلام علیک یا اباعبدالله
بامداد، حسین علیه السلام با اصحاب نماز بگزارد و برای خطبه برخاست:
خدای را سپاس گفت و ستایش کرد و اصحاب خود را گفت
«خدای عزّوجل خواست من و شما را کشته ببیند... بر شما باد به صبر کردن.»
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 17:47  توسط نیلوفر
|
نمیدونم تاحالا چیزی درمورد عدد تاکسی شنیدید یا نه ولی اعداد جالبی هستند که سرگذشت جالبی هم دارند. اگر داستان زیر رو بخونید متوجه همه چیز میشید!!
زماني كه رياضيدان انگليسي هاردي براي عيادت رياضيدان شهير هند رامانوجان به
بيمارستان رفته بود به اين موضوع اشاره كرد كه شماره تاكسي كه به وسيله آن به
بيمارستان آمده، عدد بي ربط و بي خاصيت 1729 بوده است . رامانوجان بلافاصله
ضمن رد ادعاي هاردي به او يادآور شد كه اتفاقا 1729 بسيار جالب توجه است .
خود ۱۷۲۹ عدد اول است.
دو عدد ۱۷ و ۲۹ هر كدام عدد اول هستند.
جمع چهار رقم تشكيل دهنده آن ميشود ۱۹ كه اول است.
جمع دو عدد اوليه و دو عدد آخري ميشود ۸۱۱ كه باز هم عدد اول است
دو عدد ابتدايي(سمت چپ) اگر جمع شوند؛عدد ۸۲۹ ميشود كه باز هم عدد اول است.
دو عدد اوليه اگر از هم ديگر كسر شوند؛عدد ۶۷ ساخته ميشود كه باز هم
عدد اول است. سه عدد سازنده آن عدد اول است(۱و۷و ۲).
عدد اول؛عددي است كه فقط بر يك و خودش تقسيم ميشود به نحوي كه نتيجه تقسيم
عددي كسري نباشد(خارج تقسيم نداشته باشد)
جمع عددي اعداد تشكيل دهنده ۱۷۲۹ يا:۱+۷+۲+۹=۱۹ است؛
عكس ۱۹ عدد ۹۱ است؛ اگر ۱۹*۹۱بشودنتيجه برابر ۱۷۲۹ ميشود.
اين هم يكي ديگر از اختصاصات ۱۷۲۹ است كه در هر عددي ديده نميشود.
عدد 1729 اولين عددي است كه مي توان آنرا به دو طريق به صورت حاصلجمع
مكعبهاي دو عدد مثبت نوشت :
12 به توان 3 به علاوه 1 به توان 3 و 10 به توان 3 به علاوه 9 به توان 3 هردو برابر
1729 مي باشند .(اولين مطلب موجود در رابطه با اين خاصيت 1729 به كارهاي
بسي رياضيدان فرانسوي قرن هفدهم باز مي گردد.) حال اگر كمي مانند
رياضيدانها عمل كنيد بايد به دنبال كوچكترين عددي بگرديد كه به سه طريق مختلف
حاصلجمع مكعبهاي دو عدد مثبت است اين عدد87539319 مي باشد كه در
سال 1957توسط ليچ كشف شد: 414 به توان 3 + 255 به توان 3 و 423 به
توان 3+ 228 به توان 3 و 436 به توان 3 + 167 به توان 3 هر سه جوابشان برابر
87539319 است .
امروزه رياضيدانان عددي را كه به n طريق مختلف به صورت حاصلجمع مكعبهاي
دو عدد مثبت باشد ،n ــامين عدد تاكسي مي نامند و آنرا با Taxicab نمايش
مي دهند.جالبتر از همه اينكه ،هاردي و رايت ثابت كردند براي هر عدد طبيعي
n ناكوچكتر از 1 ،n ــامين عدد تاكسي وجود دارد !
هرچند، چهارمين تا هشتمين اعداد تاكسي نيز كشف شده اند ولي تلاشها براي
يافتن نهمين عدد تاكسي تاكنون نا كام مانده است . متاسفانه اطلاعات زيادي درباره
اعداد تاكسي موجود نيست . در ضمن ميتوان مسئله را از راههاي ديگر نيز گسترش
داد . مثلا همانگونه كه هاردي در ادامه داستان فوق از رامانو جان پرسيد و او قادر به
پاسخگويي نبود ، اين پرسش را مطرح كنيد: كوچكترين عددي كه به دوطريق
حاصلجمع توانهاي چهارم دو عدد مثبت مي باشد ،كدام است؟ اين عدد
توسط اويلر يافت شده است :635318657 حاصلجمع توان چهارم 59 و 158 همچنين
توانهاي چهارم 133 و 134 مي باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 20:1  توسط نیلوفر
|

عید غدیر عید الله اکبر، عید آل محمد(ع) و عظیم ترین اعیاد است .
و این روزی است که حضرت موسی(ع) بر ساحران غلبه کرده، خداوند متعال آتش را بر ابراهیم خلیل(ع) سرد وسلامت کرده وبرخی وقایع شیرینی اینچنین...
و در حدیث ابن ابی نصر بزنطی است که از حضرت رضا(ع) که فرمود:" ای پسر ابی نصر هرکجا که باشی سعی کن که روز غدیر نزد قبر مطهر حضرت امیر المومنین(ع) حاضر شوی به درستی که خدا در این روز می آمرزد از هر مرد مؤمن و زن مؤمنی گناه 60 ساله ی ایشان را و در این روز آزاد می کند از آتش جهنم دو برابر آنچه آزاد کرده است در ماه رمضان و شب قدر وشب فطر و یک درهم که در این روز به برادران مؤمن بدهی برابر است با هزار درهم که در اوقات دیگر بدهی و احسان کن در این روز به برادران مؤمن خود و شادگردان هر مرد مؤمن و زن مؤمن را.
به خدا قسم که اگر مردم فضیلت این روز را بدانند چنان که باید هر آینه هر روز ده مرتبه ملائکه با ایشان مصاحفه کنند"
اعمال این روز:
اول: روزه که کفاره ی 60 سال گناه است ودر خبری است که برابر است با روزه ی عمر دنیا و معادل است با 100 حج و 100 عمره
دوم: غسل
سوم: زیارت حضرت امیرالمؤمنین(ع)
ودر این روز 3 زیارت مخصوصه نقل شد که یکی از آنها زیارت معروفه به امین الله است.
چهارم: دو رکعت نماز کند و به سجده رود و صد مرتبه شکر خدا کند پس سر از سجده بردارد و بخواند: اللهم انی اسئلک بان لک الحمد و...( رجوع به مفاتیح الجنان)
پنجم : غسل کند و دو رکعت نماز کند نیم ساعت مانده به اذان ظهر ، در هر رکعت یک مرتبه حمد و توحید و آیت الکرسی و قدر هر کدام ده مرتبه که برابر با 100000 حج و 100000 عمره می باشدو سبب برآورده شدن حوائج دنیا و آخرت است.
ششم: خواندن دعای ندبه
هفتم: دعایی که سید ابن طاووس از شیخ مفید نقل کرده(رجوع به مفاتیح)
در این روز شریف :
بپوشد جامه های نیکو و زینت کردن / بوی خوش استعمال کند / شاد کردن شیعیان امیر المؤمنین(ع) و بخشودن آنها /اطعام مؤمنان و روزه دادن روزه داران و صله رحم / فرستادن هدایا برایشان / به جا آوردن شکر الهی به جهت نعمت بزرگ ولایت / و صلوات بسیار فرستادن
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 0:39  توسط نیلوفر
|
میلاد با سعادت امام هادی (ع) بر تمامی شیعیان مبارک باد

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 1:14  توسط نیلوفر
|
زندگي صحنه ي يکتاي هنرمندي ماست
هرکسي نغمه ي خود خواند و از صحنه روند
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 19:57  توسط نیلوفر
|